غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
17
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
و گفت بارخدايا در روز جزا كه صد و بيست و چهار هزار پيغمبر حاضر باشند و ملائكه و صديقان و شهيدان بعرش اعظم ناظر گواهى دهى كه از آن ساعت كه بدست حبيب تو ايمان آوردهام هرچه فرمودهء بجان قبول كردم و هرگز مباشر منهيات تو نگشتهام و خلاف فرموده پيغمبر تو نينديشيدهام و بخاطر نگذرانيده ملخص سخن آنكه حقيقت زهد و عبادت اطاعت اوامر و نواهى الهى است و متابعت سنن سنيهء حضرت رسالتپناهى و امير المؤمنين على رضى اللّه عنه در تمامى اصناف اطاعات بمرتبهء اجتهاد و اهتمام مىفرمود كه فوق آن درجه تصور نتوان كرد و زياده بر آن دقيقهء بخزانه خيال در نتوان آورد ( ذلك فضل اللّه يؤتيه من يشا و اللّه ذو الفضل العظيم ) ذكر بعضى ديگر از مفاخر و مناقب امير المؤمنين على ابن ابى طالب و ايراد شمهاى از خوارق عادات آن مظهر عجايب و مظهر غرايب امام عاليمقام ابو الحسن على بن موسى الرضا از آباء بزرگوار عليهم السلام نقل نموده كه خير الانام صلى اللّه عليه و سلم الى يوم القيام فرمود كه غير ما كسى در روز جزا سوار نخواهد بود و ما چهار نفريم پس مردى از انصار برخاسته گفت فداك ابى و امى يا رسول اللّه غير از تو كه سوار خواهد بود فقال صلى اللّه عليه و سلم ( انا على البراق و اخى صالح على ناقة اللّه التى عقرت و عمى حمزة على زاقتى الغضباء و اخى على على ناقة من فوق الجنة بيده لواء الحمد بين يدى العرش يقول لا إله الا اللّه محمد رسول اللّه ) ابو المؤيد خوارزمى از جابر انصارى رضى اللّه عنه روايت كرده است كه رسول گفت كه چون صانع بيچون آسمان و زمين را خلق فرمود نبوت من و ولايت على را بر ايشان عرض كرد آسمان و زمين قبول من نمودند و امر دين بما تفويض يافت پس صاحب سعادت كسى است كه بوسيلهء ما سعيد گردد و شقى كسى است كه بسبب عدم متابعت ما بشقاوت رسد و ما حلالكنندگانيم حلال خدايرا و حرام كنندگانيم حرام خداى را و در صحاح اخبار وارد است كه روزى مرغى بريان نزد نبى آخر الزمان صلوات اللّه عليه آوردند آنحضرت گفت بارخدايا دوست ترين خلق خود را نزد من فرست تا اين مرغ را با من بخورد پس على كرم اللّه وجهه نزد رسول صلى اللّه عليه و سلم آمد و آن حضرت آن مرغ را با وى تناول فرمود و در كشف الغمه از مسند امام احمد بن حنبل منقولست كه زيد بن ارقم گفت كه بعضى از اصحاب حضرت رسالتمآب از منازل خود ابواب شارعه در مسجد باز كرده بودند و روزى رسول صلى اللّه عليه و سلم فرمود كه اين دروب را مسدود گردانيد مگر باب على بن ابيطالب را پس بعضى از مردم در اين باب سخنان گفتند و اين معنى بسمع اشرف نبوى رسيده برخاست و بعد از اداء حمد و ثناء ايزد تعالى گفت بدرستيكه من مأمور گشتم بسد اين ابواب غير باب على ( فقال فيه قايلكم و اللّه ما سددت شيئا و لا فتحته و لكنى امرت بشىء فاتبعته ) بيت در پس آينه